توبه_با_حسین_قشنگه 🌪هرجا نمك خوردي نمكدان نشكني

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

#توبه_با_حسین_قشنگه
🌪هرجا نمك خوردي نمكدان نشكني

يك نفر از گردن كلفت‌ها و پهلوانان تهران مصطفی پادگان بود كه چون ديوانه اهل‌بيت(ع) و سيدالشهدا(ع) بود او را «مصطفي ديوونه» مي‌گفتند.
براي خودش يلي بود.
يك بار با ساطور زد تابلوي سر در كلانتري ۸ را از وسط نصف كرد و خطاب به آرم شير و خورشيد درون اين تابلو فرياد زد: «حالا بگو تو شيري يا من؟»
مصطفي در ايام جواني با تيم داش مشتي‌ها يك شب به باغي در فرحزاد مي‌روند.
از آن طرف هم سيد مهدي قوام به آن باغ مي‌رود.
شاگردان آقا سيد وقتي مصطفي را مي‌بينند به او مي‌گويند: «امشب يك مقدار رعايت كن.»
آقا مصطفي از جا بلند مي‌‌شود و خدمت آقا سيد مي‌رود و پيشاني آقا را مي‌بوسد و مي‌گويد: «آقا ما نوكر سادات هستيم.»
«سيد مهدي قوام» مي‌گويد: «ما مي‌خواهيم مثل شما داش بشويم. قانونش را براي ما بگو.»
مصطفي مي‌گويد: «قانونش اين است كه هرجا نمك خوردي نمكدان نشكني.»
آقا سيد مي‌گويد: «خب اينكه در قانون ما هم هست اما شما حرف مي‌زني يا عمل هم مي‌كني؟»
مصطفي سكوت مي‌كند...
سيد مي‌گويد: «شما اين‌همه نمك خدا را خوردي؛ چرا نمكدان مي‌شكني؟»
اين حرف، آقا مصطفي را زير و رو مي‌كند و زندگي جديد مصطفي شروع میشه ...

بسيار بکوشيدم و، نتوانستم
يک لحظه غم تو را فراموش کنم
📷 https://goo.gl/FVkfdb


💎 @BacheShiehPlus

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 12:39
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها